تبلیغات
"عیــن" "شیـــن" "قـــاف" "نقطــ...ــه ها" - یادتــ میان خنده هایمــ...

بگــو خُــدا پُشتَمــــه ... بِـــذار شیرینـــ شـــه دَرداتــــ :)

 
یادتــ میان خنده هایمــ...
نویسنده :
 فاطـــ:)ـــــمه زهرا
تاریخ :
 دوشنبه 20 اردیبهشت 1395
زمان :
 02:51 بعد از ظهر
ڪآمنتــــ |

عشقـــ❤️ مارا...

و
      
نعمت فردوس شما را...




مثلـــ:

 بوقـــ بلنـــد اتوبوســــ

مثــلــ:

 چــای داغ

مثلــ:

 دوش آب سرد


"یادت" را می گویم میان

 خنـــ:(ــده هایمـ...





◀مَن خُدآیے دآرَمـ ڪِ مَرآ مُخآطَبـ ▶ ◀[ خآصـِ ]▶ ◀خُودَش ڪَرده ▶ ◀(^_^)▶ ✚GOD
چهارشنبه 12 آبان 1395 08:51 بعد از ظهر
آمدنت را حیران بنگرم

یا رفتنت را مات بمانم...!؟

بادآورده را باد

می بردقبول

اما دلم را که باد

نیاورده بود...
فاطـــ:)ـــــمه زهرا پاسخ داد:
...

کامنت گذاشتن بدونه نام نشانه شخصیت شده ما نمیدونستیم؟!!؟

://
واحه ای در لحظه دوشنبه 11 مرداد 1395 11:49 قبل از ظهر



نیما یوشیج چه زیبا گفت
فکر را پر بدهید
و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر
فکر باید بپرد
برسد تا سر کوه تردید
و ببیند که میان افق باورها
کفر و ایمان چه به هم نزدیکند
"فکر اگر پربکشد"
جای این توپ و تفنگ، اینهمه جنگ
سینه ها دشت محبت گردد
دستها مزرع گلهای قشنگ
"فکر اگر پر بکشد"
هیچکس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیست
همه پاکیم و رها
محمد پنجشنبه 7 مرداد 1395 04:03 بعد از ظهر
از زندگـــــی ات شـــاهکار بســــــاز و بـــــدان

زندگـــــی مثل امتـــــداد یک خط صــاف و بی دغدغه ، همــــــوار نیـست

زندگـــــی بدون ناهمــــــواری و مشکلات ، زندگـــــــی نیست ...
Milad سه شنبه 29 تیر 1395 02:11 بعد از ظهر
نفس شروع زندگیست
عشق قسمتی از زندگیست
اما دوست خوب قلب زندگیست .
raha یکشنبه 13 تیر 1395 06:40 بعد از ظهر
صحبت از “دیروز و امروز و فردا” نیست ، صحبت از توست و تو یعنی “همیشه”
raha یکشنبه 13 تیر 1395 06:40 بعد از ظهر
یادت که می افتم ، از شوق دهان چشمانم آب می افتد !
raha یکشنبه 13 تیر 1395 06:40 بعد از ظهر
پسر : بزرگترین آرزوت چیه ؟
دختر : اینکه عشقمو زیر بارون بغل کنم ! تو چی ؟
پسر : اینکه کسی که زیر بارون بغلش میکنی من باشم …
raha یکشنبه 13 تیر 1395 06:40 بعد از ظهر
اعتیاد هم دلیل زیبایی است برای مردن وقتی که تزریق هوای تو باشد …
raha یکشنبه 13 تیر 1395 06:39 بعد از ظهر
تــــــــــــــــــــــو” یادگار روز هایی هستی که نه فراموش می شوند و نه تکرار …
.
واحه ای در لحظه چهارشنبه 2 تیر 1395 04:39 قبل از ظهر
تﻮ ﻭ ﺟﺎﺩﻩ ﻫﺎ
ﺩﺳﺖ ﺩﺭﺩﺳﺖ ﻫﻢ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻳﺪ
ﺗﺎ....
ﺑی ﺍﻧﺘﻬﺎ ﺑﻤﺎﻧﺪ
ﻃﻮﻝ ﺩﻟﺘﻨﮕی ﻫﺎی ﻣــــــــــﻦ....
دخترکاغذی جمعه 28 خرداد 1395 02:15 بعد از ظهر
جمعه
تمام نمی شود...
فقط غم هایش را
کنار میکشد
تا نفسی تازه کنی!!
و تا جمعه ی بعدی
کمین میکند... جمعه ها را
باید فریاد کشید... ♥
دخترکاغذی جمعه 28 خرداد 1395 02:12 بعد از ظهر
یه وقتایی
بعضیا بیصدا از زندگیت میرن...
ﺑــــــــــــــــــــــــﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ . . .
ﺑﺎ ﭘـــــــــــــــﺎﯼ ﺑﺮﻫﻨﻪ، ﺭﻭﯼ ﻧﻮﮎ ﭘـــــــــﺎ . . .
ﭘـــــــــــــــــــــــﺎﻭﺭﭼﯿﻦ . . . ﭘـــــــــــــــــــــــــﺎﻭﺭﭼﯿﻦ . . .
ﺗﺎ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺻﺪﺍﯼ ﺗﻖ ﺗﻖ ﮐﻔﺸــــــــﻬﺎﯾشان. . . ﺁﮔـــــــــﺎﻫﺖ ﮐﻨﺪ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻨﺸﺎﻥ . . .
ﻭ ﺍﯾــــــــــﻦ . . . ﻧﻬـــــــــــــﺍﯾﺖ . . .
" ﻧﺎﻣــــــــــــــــــــــــــــﺮﺩﯾﺴﺖ...
سایگل چهارشنبه 26 خرداد 1395 11:56 قبل از ظهر
چه با عظمت است محبت!
پس از صمیم قلب خود را تسلیم آن كن،
عشق چیز كمی نیست.
كسی كه به بیماری مزمن عشق گرفتار شده است
عشق را از روی عقل اختیار نكرده است.
بدون عشق زندگی كن
چرا كه راحتی آن سختی است
و آغازش مریضی و پایانش كشته شدن است.

در نزد من مرگ در راه عشق عین زندگی است
و این بخاطر عشقی است كه به محبوبم دارم،
این كشته شدن تفضلی است كه او بر من نموده است.

پس اگر زندگی با سعادت میخواهی
در راه او بمیر كه شهید خواهی بود
و اگر نه كسانی هستند كه اهل این عشق سوزانند.

به كشته عشق بگو كه حقش را اداء كردی
و به مدعی بگو هیهات،
هیچگاه چشم با سیاهی سرمه چشم سیاه نمیشود.

محبوب من شما هستید
چه روزگار نیكی كند چه بدی،
پس شما هر طور كه دوست دارید باشید
من همان دوست شما كه بودم هستم.

عذاب رسیده از شما در نزد من گوارا است
و جور و ستمی كه شما بر اساس حكم عشق بر من روا میدارید
عین عدل است.

شما دل مرا ربودید
در حالی كه دل من جزئی از من است،
برای شما چه ضرری داشت اگر همه وجود مرا میبردید
و آن نزد شما میماند؟!

مردم همه فهمیده‌اند كه من كشته نگاه او هستم
چرا كه او در هر یك از اعضای من تیری نشانده است.

اگر روزی نام او برده شد
به پاس او همگی به سجده درافتید و
اگر نمایان شد بسوی صورتش نماز بخوانید...

Milad سه شنبه 25 خرداد 1395 02:46 بعد از ظهر
بهترین آدمها کسانی هستند که شمارا بخاطر خودتان دوست دارند نه بخاطر کارهایی که می توانید برایشان بکنید!
سایگل پنجشنبه 13 خرداد 1395 09:15 قبل از ظهر
عزیزم‌
پاک‌ کن‌ از چهره‌ اشکت‌ را، ز جا برخیز
تو در من‌ زنده‌ای‌، من‌ در تو
ما هرگز نمی‌میریم‌
من‌ و تو با هزارانِ دگر
این‌ راه‌ را دنبال‌ می‌گیریم‌
از آن‌ ماست‌ پیروزی‌
از آن‌ ماست‌ فردا
با همه‌ شادی‌ و بهروزی‌
عزیزم‌
کار دنیا رو به‌ آبادی‌ست‌
و هر لاله‌ که‌ از خون‌ شهیدان‌ می‌دمد امروز
نوید روز آزادی‌ست‌. هوشنگ ابتهاج




اپم
سایگل پنجشنبه 13 خرداد 1395 09:15 قبل از ظهر
سایه ها،زیر درختان، در غروب سبز می‌گریند.
شاخه ها چشم انتظار ِ سرگذشت ابر،
و آسمان، چون من، غبار آلود دلگیری.
باد، بوی خاك ِ باران خورده می‌آرد.
سبزه ها در راهگذار ِ شب پریشانند.
آه، اكنون بر كدامین دشت می‌بارد؟
باغ، حسرتناك ِ بارانی ست،
چون دل من در هوای گریه‌ی سیری... هوشنگ ابتهاج
سایگل پنجشنبه 13 خرداد 1395 09:15 قبل از ظهر
شب فرو می افتاد
به درون آمدم و پنجره ها رابستم
باد با شاخه در آویخته بود
من در این خانه تنها تنها
غم عالم به دلم ریخته بود
ناگهان حس کردم
که کسی
آنجا بیرون در باغ
در پس پنجره ام می گرید
صبحگاهان شبنم
می چکید از گل سیب هوشنگ ابتهاج
سایگل پنجشنبه 13 خرداد 1395 09:15 قبل از ظهر
چرا پنهان كنم ؟ عشق است و پیداست
درین آشفته اندوه نگاهم
تو را می خواهم ای چشم فسون بار
كه می سوزی نهان از دیرگاهم
چه می خواهی ازین خاموشی سرد ؟
زبان بگشا كه می لرزد امیدم
نگاه بی قرارم بر لب توست
كه می بخشی به شادی های نویدم
دلم تنگ است و چشم حسرتم باز
چراغی در شب تارم برافروز
به جان آمد دل از ناز نگاهت
فرو ریز این سكوت آشناسوز هوشنگ ابتهاج
سایگل پنجشنبه 13 خرداد 1395 09:14 قبل از ظهر
...چون كوه نشستم من با تاب و تب پنهان
صد زلزله برخیزد آنگاه كه برخیزم
برخیزم و بگشایم بند از دل پر آتش
وین سیل گدازان را از سینه فروریزم
چون گریه گلو گیرد از ابر فرو بارم
چون خشم رخ افروزد در صاعقه آویزم
ای سایه ! سحرخیزان دلواپس خورشیدند
زندان شب یلدا بگشایم و بگریزم هوشنگ ابتهاج
♀ Jιgαя♀ پنجشنبه 13 خرداد 1395 04:19 قبل از ظهر
لااااااااااااااااایک
هستی شنبه 1 خرداد 1395 07:53 بعد از ظهر


اگر مهدی زهرا باز گردد / جهان آیینه اعجاز گردد

سرم را پیش پایش می گذارم / که با خاک رهش دمساز گردد . . .

ولادت امام زمان (عج) مبارک باد

سایگل شنبه 1 خرداد 1395 10:12 قبل از ظهر
اگر مهدی زهرا باز گردد / جهان آیینه اعجاز گردد
سرم را پیش پایش می گذارم / که با خاک رهش دمساز گردد . . .
ولادت امام زمان (عج) مبارک باد


سایگل جمعه 31 اردیبهشت 1395 02:00 بعد از ظهر
انسانم !
ساکت ، چون درخت سیب !
گسترده ، چون مزرعه ی یونجه !
و بارور ، چون خوشه ی بلوط !
به جز خداوند ،
چه کسی شایسته ی پرستش من خواهد بود ؟!

حسین پناهی

دروود بر شما. اپم و منتظر حضور گرمتون


سایگل پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395 10:06 قبل از ظهر
درد تاریکیست درد خواستن
رفتن و بیهوده از خود کاستن
سر نهادن بر سیه دل سینه ها
سینه آلودن به چرک کینه ها
در نوازش ، نیش ماران یافتن
زهر در لبخند یاران یافتن فروغ فرخزاد



سایگل پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395 10:06 قبل از ظهر
چرا امید بر عشقی عبث بست ؟
چرا در بستر آغوش او خفت ؟
چرا راز دل دیوانه اش را
به گوش عاشقی بیگانه خو گفت ؟ فروغ فرخزاد



سایگل پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395 10:06 قبل از ظهر
به چشمی خیره شد شاید بیابد
نهانگاه امید و آرزو را
دریغا ، آن دو چشم آتش افروز
به دامان گناه افکند او را فروغ فرخزاد

محمد سه شنبه 28 اردیبهشت 1395 09:34 قبل از ظهر
فرقی نمی کند که اتاق بوی بهار نارنج گرفته باشد یا عطر ریحان و لیمو این عشق را تو دَم کرده ای ...
محمد سه شنبه 28 اردیبهشت 1395 09:33 قبل از ظهر
عشق..
یعنی که به یوسف بخورد شلاقی
درد تا مــغز سر و جان زلیــــخا بدود...!
Milad دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 02:47 بعد از ظهر
عشق همچون نقاشیست با این تفاوت که نقاشی را می توان پاک کرد اما عشق را هرگز.
Milad دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 02:40 بعد از ظهر
انسان های هستند که دیوار بلندت را می بینند ولی به دنبال همان یک آجر لق میان دیوارت هستند که:

تو را فرو بریزند...

تا تو را انکار کنند...

تا از رویت رد شوند....

مراقب باش.

اوج میگیری

به همین سادگی

تو خوب باش، حتی اگر آدم های اطرافت خوب نیستند،

تو خوب باش، حتی اگر همه از خوبی ها یت سوء استفاده کردند.

تو خوب باش، حتی اگر جواب خوبی هایت را با بدی دادند،

همین خوب ها هستند که زمین را برای زندگی زیبا می کنند.

زندگی رقص واژگان است،

یکی به جرم تفاوت، تنهاست...

یکی به جرم تنهایی، متفاوت...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30
 


یـآدگِــــــرِفتَمــ

قَـبل اَزاَنجــآمــ هَــرکـآری

بــه خُـدآتَوَکُّـل کُنَمـــ

وَچــه حِسّـه خــوبــی بِهِمــ دَست میـدَهـ

وَقَتــی

ایــن جُمــله رآزِمــزِمــه میکُنَمــ :

بــه تَـوَکُّـلِ نـآمـِ اَعظَمَــت ؛

" بِسمــِ اَلّلــه اَلـرَّحمــنِ اَلـرَّحیمــــ "





:) آدمـ خاصـــی نیستمـ

:)مخـــاطبــ خـــاص همــ

نــدارمـ...

:) فقـــط

یه حــــس خاص دارمـ

:) اونـــم نسبـــت به

"خــــداســ"...





"نوشته هام صرفا مخاطب خاصی

نداره...

و واسه دل خودم

مینویسم و بس"...:)

:

من اگر عاشقانه می نویسم

نه عاشقم و

نه شکست خورده !

فقط می نویسم

تا عشق یاد قلبم بماند...

در این ژرفای دل کندن ها

و عادت ها و

هوس ها

فقط تمرین

آدم بودن می کنم !

همین...=)
 
   
   
 
 
   
   
  » تعداد مطالب :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
 
تمام حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق به "عیــن" "شیـــن" "قـــاف" "نقطــ...ــه ها" می باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.